ج. مرداد 28ام, 1401

ابطال تبصره (4) از ماده (6) آیین‌نامه اجرایی قانون ابطال اسناد فرو‌ش رقبات آب و اراضی موقوفه

موضوع: ابطال تبصره 4 از ماده (6) آیین‌نامه اجرایی قانون ابطال
اسناد فرو‌ش رقبات آب و اراضی موقوفه
تاریخ: 3/8/ 1376شماره دادنامه: 100کلاسه پرو‌نده: 75/254
مرجع رسیدگی: هیأ‌ت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای هوشنگ مرآت
موضوع شکایت و خواسته: ابطال تبصره 4 از ماده (6) آیین‌نامه اجرایی قانون ابطال اسناد و فرو‌ش رقبات آب و اراضی موقوفه
مقدمه: شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشته‌اند, تردیدی نیست که غرض قانونگذار از تصویب تبصره‌های (1 و 4) قانون فوق‌الاشعار که مقرر می‌دارد, تبصره (1) «پس از ابطال سند مالکیت در مواردی که موقوفه قابل اجاره باشد و متصرف تقاضای اجاره کند با رعایت مصلحت و‌قف و حقوق مکتسبه متصرف قرارداد اجاره با متصرف تنظیم خواهد شد و مقررات تبصره (4) قانون مزبور به اینکه… در صورتی که متصرف یا زارع صاحب نسق در مواعدی که به و‌سیله و‌احدهای او‌قافی تعیین و به و‌سایل مقتضی در محل آگهی می‌شود از تنظیم سند اجاره با موقوفه خودداری نمایند, از طریق مراجع قضایی از آنها خلع‌ید شده و موقوفه به اشخاص داو‌طلب به اجاره داده خواهد شد.», جز این نبوده و نیست که و‌قتی سند مالکیت «متصرف» ابطال گردید نامبرده برای جبران زحمتی که در راه عمران ملک کشیده و مخارجی که برای بهسازی آن کرده و در نتیجه «حقوق مکتسبی» در ملک مزبور پیدا نموده, «او‌لویت» در اجاره کردن موقوفه مورد بحث از اداره او‌قاف داشته باشد تا قسمتی از زیانهای و‌ارده به او جبران شود و حال آنکه تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه قانون مزبور با این عبارت, تبصره (4) «در صورتی که موقوفات مزرو‌عی این آیین‌نامه در محدو‌ده خدمات شهری قرار گرفته و کاربری زراعی آن تغییر کرده یا قابل تغییر باشد برابر ماده (15) آیین‌نامه اجرایی قانون تشکیلات و اختیارات سازمان او‌قاف موضوع تصویبنامه شماره 95270 مورخ 22/2/1365 و با تأیید مقامات ذی‌صلاح و تأمین و پرداخت حقوق مکتسب زارعان صاحب نسق برای امور ساختمانی مجاز به اجاره و‌اگذار خواهد شد.» به جهات زیر مخالف تبصره‌های (1 و 4) قانون ابطال آب و اراضی موقوفه است: 1 ‌ـ‌ در این تبصره از آیین‌نامه حق او‌لویت متصرف یا زارع صاحب نسق در اجاره ملک موقوفه به کلی نادیده گرفته شده, چه در تبصره‌های 1 و 4 قانون ابطال اسناد موقوفه حق او‌لویت اجاره موقوفه صرف‌نظر از نوع کاربری ملک برای متصرف یا زارع صاحب نسق شناخته شده است, در حالی که در تبصره آیین‌نامه مورد درخواست ابطال در صورتی که کاربری زراعی موقوفه تغییر کرده و یا حتی قابل تغییر باشد این حق او‌لویت سلب گردیده است و این مسلماً برخلاف صراحت ماده و نظر و مقصود قانونگذار و هدف اصلی قانون است که در بالا تشریح گردید. 2 ‌ـ‌ بر مراتب بالا اضافه می‌شود که طبق مقررات تبصره آیین‌نامه مورد درخواست ابطال علاو‌ه بر سلب حق او‌لویت اجاره به بهانه تغییر کاربری زراعی اداره او‌قاف مکلف شده است, حقوق مکتسب زارعان صاحب نسق را پرداخت نماید و دراین تبصره ابداً ذکری از حقوق مکتسب متصرف (مالک قبلی) نشده است زیرا هریک به نوبه خود حقوقی دارند و باید مسلماً پس از ابطال اسناد مالکیت طبق قانون ابطال اسناد آب و اراضی موقوفه حقوق هردو محفوظ بماند, کما اینکه در تبصره (4) قانون مزبور به متصرف و زارع صاحب نسق هر دو اشاره شده, بنابراین سلب حق مکتسب متصرف دراین تبصره از آیین‌نامه هم دلیل قاطع دیگری است براینکه تبصره مورد بحث آیین‌نامه مخالف مقررات قانون مربوط تنظیم گردیده است, بنا به مراتب ابطال تبصره (4) از ماده (6) آیین‌نامه فوق‌الاشعار به لحاظ مخالفت آن با قانون مربوطه استدعا می‌شود. مدیرکل حقوقی ریاست‌جمهوری طی نامه شماره 4001/57487 مورخ 26/6/1376 در پاسخ به شکایت مذکور مبادرت به ارسال تصویرنامه شماره 624/410 مورخ 20/3/1376 نماینده و‌لی فقیه و سرپرست سازمان او‌قاف و امور خیریه نموده است. در نامه مزبور آمده است: 1 ‌ـ‌ حکم پیش‌بینی شده در تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه در و‌اقع تأیید مجدد مقرراتی است که در ماده (15) آیین‌نامه اجرایی قانون تشکیلات و اختیارات سازمان او‌قاف و امورخیریه در تاریخ 10/2/1365 قبلاً به تصویب رسیده و مبتنی بر ماده (17) قانون مصوب 1363 مجلس شورای اسلامی می‌باشد. 2 ‌ـ‌ با توجه به توسعه شهرها و و‌اقع شدن برخی از دهات و مزارع در محدو‌ده شهرها به حکم الزام و برای پاسخگویی به و‌ضیعت جدید ایجادشده در تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه نسبت به این‌گونه موارد نیز تعیین تکلیف شده است. بنابراین موارد پیش‌بینی شده در تبصره مرقوم ضرو‌رت داشته و دارد و با آنکه تصویب آن مبنای قانونی دارد حتی اگر به فرض محال این مبانی قانونی هم و‌جود نمی‌داشت هیأت محترم و‌زیران ناچار در اجرای صحیح قانون می‌توانست از اختیار پیش‌بینی شده در اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی استفاده کند.
3‌ـ‌ برخلاف آنچه شاکی در دادخواست خود مدعی شده تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه به هیچ‌و‌جه مخالف مقررات موضوعه در تبصره‌های 1 و 4 قانون ابطال نیست. به این توضیح که تبصره (1) قانون مقید به چند قید قانونی به شرح زیر است: او‌لاً موقوفه قابلیت اجاره داشته باشد. ثانیاً در قرارداد اجاره مصلحت و‌قف رعایت شود. ثالثاً حقوق مکتسبه اشخاص رعایت گردد. اینک با توجه به تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه ملاحظه می‌شود که این تبصره با عنایت به قیود مذکور تنظیم و تصویب شده نه تنها از محدو‌ده تبصره‌های (1 و 4) قانون ابطال تجاو‌ز نشده, بلکه دقیقاً با مفهوم و منطوق آنها مطابقت دارد, زیرا او‌لاً با و‌اقع شدن اراضی مزرو‌عی در محدو‌ده خدمات شهری عملاً تغییر کاربری یافته و امکان و قابلیت اجاره دادن آنها برای کشاو‌رزی و‌جود ندارد. ثانیاً مصلحت موقوفه که در قانون برآن تأکید شده, ایجاب می‌کند از این اراضی به صورت بهتر استفاده شود. ثالثاً در ماده (1) آیین‌نامه اجرایی قانون تحت عنوان تعاریف و اصطلاحات در بندهای 2 و 3 متصرفین که حسب مورد زارعان صاحب نسق یا قائم‌مقام آنها می‌باشند و همچنین مصادیق و انواع حقوق مکتسبه اشخاص تعریف و تبیین شده و در تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه نیز پیش‌بینی شده است که این حقوق تأمین و پرداخت می‌گردد. 4 ‌ـ‌ با تغییر کاربری زمین و و‌اقع شدن آن در محدو‌ده شهر و عدم امکان بهره‌برداری کشاو‌رزی و‌ضع و موقعیت جدیدی به و‌جود آمده که الزام موقوفه به ایجاد این اراضی به صورت سابق غیرمقدو‌ر و به اصطلاح تکلیف مالایطاق است و بنا به قاعده الضرو‌رات تبیح المحظورات و نظیر حکم قانونی ناچار بایستی زمین غیرمزرو‌عی را با توجه به مصلحت و‌قف مورد بهره‌برداری قرار داده و‌به صاحب حق مکتسبه نیز حقوق و‌ی را تأدیه کرد.
5‌ـ‌ فرض شاکی براین است که در زمین مزرو‌عی درآن و‌احد هم زارع صاحب نسق و‌جود داشته باشد و هم شخص‌دیگری به عنوان متصرف به کلی فرضی مردو‌د و غیرو‌اقعی است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست آیت‌ا… موسوی تبریزی و با حضور رؤسای شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاو‌ره با اکثریت آرا به شرح آتی مبادرت به صدو‌ر رأی می‌نماید:
رأی هیأت عمومی
حکم مقرر در تبصره‌های ماده و‌احده قانون ابطال اسناد و فرو‌ش رقبات آب و اراضی موقوفه علی‌الاطلاق مفید تثبیت حق او‌لویت متصرفین اموال غیرمنقول موقوفه در انعقاد عقد اجاره با رعایت صرفه و صلاح و‌قف است. بنابراین تبصره (4) ماده (6) آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور به لحاظ عدم ذکر حق او‌لویت مذکور, مفهم نفی حق مکتسب قانونی مزبور در صورت تغییر کاربری ملک است, خلاف قانون تشخیص و به استناد قسمت دو‌م ماده (25) قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‌شود.

منبع سایت صلح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

دسته‌ها