ماده 466:اجاره عقدي است که به موجب آن، مستأجر، مالک منافع عین مستأجره میشود، اجارهدهنده را موجر و اجارهکننده را مستأجر و مورد اجاره را عین مستأجره گویند.
ماده 464:معاوضه عقدي است که به موجب آن یکی از طرفین، مالی میدهد به عوض مال دیگر که از طرف دیگر اخذ میکند بدون ملاحظهي این که یکی از عوضین، مبیع و دیگري ثمن باشد.
ماد ه463:اگر در بیع شرط، معلوم شود که قصد بایع، حقیقت بیع نبوده است احکام بیع در آن مجري نخواهد بود. فصل سوم – در معاوضه
ماده 462:اگر مبیع به شرط، به واسطهي فوت مشتري به ورثهي او منتقل شود حق فسخ بیع در مقابل ورثه به همان ترتیبی که بوده است باقی خواهد بود.
ماده 461:اگر مشتري در زمان خیار از اخذ ثمن خودداري کند بایع میتواند با تسلیم ثمن به حاکم یا قائممقام او معامله را فسخ کند.
ماده 460:در بیع شرط، مشتري نمیتواند در مبیع تصرفی که منافی خیار باشد از قبیل نقل و انتقال و غیره بنماید.
ماده 459:در بیع شرط به مجرد عقد، مبیع ملک مشتري میشود با قید خیار براي بایع .بنابراین اگر بایع به شرایطی که بین او و مشتري براي استرداد مبیع مقرر شده است عمل ننماید بیع، قطعی شده و مشتري مالک قطعی مبیع میگردد و اگر بالعکس بایع به شرایط مزبوره عمل نماید و مبیع را […]
ماده 458 :در عقد بیع، متعاملین میتوانند شرط نمایند که هر گاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را به مشتري رد کند خیار فسخ معامله را نسبت به تمام مبیع داشته باشد و همچنین میتوانند شرط کنند که هر گاه بعض مثل ثمن را رد کرد خیار فسخ معامله را نسبت به تمام […]
ماده 457:هر بیع، لازم است مگر این که یکی از خیارات در آن ثابت شود فصل دوم – در بیع شرط