ماده 356:هر چیزي که بر حسب عرف و عادت جز یا از توابع مبیع شمرده شود یا قرائن، دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتري است اگر چه در عقد، صریحاً ذکر نشده باشد و اگر چه متعاملین، جاهل بر عرف باشند.
ماده 355:اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است، مشتري حق فسخ معامله را خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است، بایع میتواند آن را فسخ کند مگر این که در هر دو صورت، طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی […]
ماده 354:ممکن است بیع از روي نمونه به عمل آید .در این صورت بایدتمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والا مشتري خیار فسخ خواهد داشت.
ماده 353:هر گاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد بیع، باطل است و اگر بعضی از آن، از غیرجنس باشد نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتري حق فسخ دارد.
ماده 352:بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازهي مالک به طوري که در معاملات فضولی مذکور است.
ماذه 351:در صورتی که مبیع، کلی )یعنی صادق بر افراد عدیدهب( اشد، بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر شود.
ماده 350:مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شئ متساويالاجزا و همچنین ممکن است کلیفیالذمه باشد.
ماده 349 :بیع مال وقف، صحیح نیست مگر در موردي که بین موقوفعلیهم، تولید اختلاف شود به نحوي که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردي که در مبحث راجع به وقف، مقرر است.
ماده 348:بیع چیزي که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزي که مالیت و یا منفعت عقلایی ندارد یا چیزي که بایع، قدرت بر تسلیم آن ندارد باطل است مگر این که مشتري، خود قادر بر تسلیم باشد.
ماده 347 :شخص کور میتواند خرید و فروش نماید مشروط بر این که شخصاً به طریقی غیر از معاینه یا به وسیلهي کس دیگر ولو طرف معامله، جهل خود را مرتفع نماید. مبحث سوم – در مبیع