ماده 737:کفالت ممکن است مطلق باشد یا موقت و در صورت موقت بودن باید مدت آن معلوم باشد.
ماده 736:در صحت کفالت، علم کفیل به ثبوت حقی بر عهدهي مکفول،شرط نیست بلکه دعوي حق از طرف مکفولله کافی است اگر چه مکفول منکر آن باشد.
ماده 734:کفالت عقدي است که به موجب آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد میکند .متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر رامکفولله میگویند.
ماده 733:اگر در بیع، بایع حواله داده باشد که مشتري ثمن را به شخصی بدهد یا مشتري حواله داده باشد که بایع ثمن را از کسی بگیرد و بعد بطلان بیع معلوم گردد حواله باطل میشود و اگر محتال ثمن را اخذ کرده باشد باید مسترد دارد ولی اگر بیع به واسطهي فسخ یا اقاله […]
ماده 732:حواله عقدي است لازم و هیچ یک از محیل و محتال و محالعلیه نمیتواند آن را فسخ کند مگر در مورد ماده 729 و یا در صورتی که خیار فسخ شرط شده باشد.
ماده 731:در صورتی که محالعلیه مدیون محیل نبوده بعد از اداي وجه حواله میتواند به همان مقداري که پرداخته است رجوع به محیل نماید.
ماده 730:پس از تحقق حواله، ذمهي محیل از دینی که حواله داده بري و ذمهي محالعلیه مشغول میشود.
ماده 729:هر گاه در وقت حواله، محالعلیه معسر بوده و محتال جاهل به اعسار او باشد محتال میتواند حواله را فسخ و به محیل رجوع کند.