ماده 88:بیع وقف در صورتی که خراب شود یا خوف آن باشد که منجر به خرابی گردد به طوري که انتفاع از آن ممکن نباشد در صورتی جایز است که عمران آن متعذر باشد یا کسی براي عمران آن حاضر نشود.
ماده 87:واقف میتواند شرط کند که منافع موقوفه مابین موقوفعلیهم به تساوي تقسیم شود یا به تفاوت و یا این که اختیار به متولی یا شخص دیگري بدهد که هر نحو مصلحت میداند تقسیم کند.
ماده 86:در صورتی که واقف ترتیبی قرار نداده باشد، مخارج تعمیر و اصلاح موقوفه و اموري که براي تحصیل منفعت لازم است بر حق موقوفعلیهم، مقدم خواهد بود.
ماده 85:بعد از آن که منافع موقوفه، حاصل، و حصهي هر یک از موقوفعلیهم معین شد، موقوفعلیه میتواند حصهي خود را تصرف کند اگر چه متولی اذن نداده باشد مگر این که واقف، اذن در تصرف را شرط کرده باشد.
ماده 84 :جایز است واقف از منافع موقوفه سهمی براي عمل متولی قرار دهد و اگر حقالتولیه معین نشده باشد متولی مستحق اجرتالمثل عمل است .
ماده 83:متولی نمیتواند تولیت را به دیگري تفویض کند مگر آن که واقف در ضمن وقف به او اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط مباشرت نشده باشد میتواند وکیل بگیرد.
ماده 82:هرگاه واقف براي اداره کردن موقوفه، ترتیب خاصی معین کرده باشد متولی باید به همان ترتیب رفتار کند و اگر ترتیبی قرار نداده باشد متولی باید راجع به تعمیر و اجاره و جمعآوري منافع و تقسیم آن بر مستحقین و حفظ موقوفه و غیره مثل وکیل امینی، عمل نماید.
ماده 81:در اوقاف عامه که متولی معین نداشته باشد، ادارهي موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود.
ماده 79:واقف یا حاکم نمیتواند کسی را که در ضمن عقد وقف، متولی قرار داده شده است، عزل کند مگر در صورتی که حق عزل شرط شده باشد و اگر خیانت متولی ظاهر شود، حاکم ضم امین میکند.
ماده 80:اگر واقف وصف مخصوصی را در شخص متولی شرط کرده باشد و متولی فاقد آن وصف گردد منعزل میشود.