ماده 1250:هر گاه قیم در امور مربوطه به اموال مولیعلیه یا جنحه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیب مدعیالعموم واقع شود محکمه به تقاضاي مدعیالعموم موقتاً قیم دیگري براي ادارهي اموال مولیعلیه معین خواهد کرد.
ماده 1248:در موارد ذیل قیم معزول میشود: 1- اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود 2- اگر قیم مرتکب جنایت و یا مرتکب یکی از جنحههاي ذیل شده و به موجب حکم قطعی محکوم گردد: سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداري، اختلاس، هتک ناموس، منافیات عفت، […]
ماده 1247:مدعیالعموم میتواند اعمال نظارت در امور مولیعلیه را کلاً یا بعضاً به اشخاص موثق یا هیأت یا مؤسسه واگذار نماید .شخص یا هیأت یا مؤسسه که براي اعمال نظارت تعیین شده در صورت تقصیر یا خیانت، مسئول ضرر و خسارت وارده به مولیعلیه خواهند بود.
ماده 1246:قیم میتواند براي انجام امر قیمومت، مطالبهي اجرت کند .میزان اجرت مزبور با رعایت کار قیم و مقدار اشتغالی که از امر قیمومت براي او حاصل میشود و محلی که قیم در آن جا اقامت دارد و میزان عایدي مولیعلیه تعیین میگردد.
ماده 1245:قیم باید حساب زمان تصدي خود را پس از کبر و رشد یا رفع حجر به مولیعلیه سابق خود بدهد .هر گاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدي باید به قیم بعدي داده شود.
ماده 1244:قیم باید لااقل سالی یک مرتبه حساب تصدي خود را به مدعیالعموم یا نمایندهي او بدهد و هر گاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبهي مدعیالعموم حساب ندهد به تقاضاي مدعیالعموم معزول میشود.
ماده 1243:در صورت وجود موجبات موجه، دادستان میتواند از دادگاه مدنی خاص تقاضا کند که از قیم تضمیناتی راجع به ادارهي اموال مولیعلیه بخواهد .تعیین نوع تضمین به نظر دادگاه است .هر گاه قیم براي تعیین نوع تضمین حاضر نشد، از قیمومت عزل میشود.
ماده 1242:قیم نمیتواند دعوي مربوط به مولیعلیه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعیالعموم.
ماده 1241:قیم نمیتواند اموال غیرمنقول مولیعلیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معاملهاي کند که در نتیجهي آن، خود، مدیون مولیعلیه شود مگر با لحاظ غبطهي مولیعلیه و تصویب مدعیالعموم .درصورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعیالعموم ملائت قیم میباشد و نیز نمیتواند براي مولیعلیه بدون ضرورت و احتیاج قرض کند مگر با تصویب مدعیالعموم.